48 ساعت بدون اینترنت

کمی بیشتر از 48 ساعته که اینترنت ندارم

جایی نبودم ، خونه بودم ولی مهلت اینترنتمون تموم شده بود و منم حال نداشتم

برم دوباره تمدیدش کنم ، خلاصه میخوام بگم من 48 ساعت دور بودم از فضای مجازی و

همچنان زنده ام :))))

اینستا که دی اکتیو شده بود ، حالا میخوام تو  تلگرام از این کانالها و گروههای بی مزه ای

که دارم لفت بدم و وقت کمتری واسه این فضای مجازی لعنتی بذارم...


منبع این نوشته : منبع
فضای مجازی

آهای خبردار

آهنگ آهای خبردار داره تو گوشم پخش میشه و منو دائما یاد فیلم رگ خواب میندازه ، یاد خودم که بعد از دیدن اون فیلم اونقدر حالم بد شده بود و از عاشقی پشیمون بودم...
از کارگاه شعر امروز بگم ، با کلی ذوق و تیپ رسمی و آرایش رفتم ولی متاسفانه میم نبود :( و خوشبختانه اون دختر هم رشته هم نبود :)))
کارگاه هفته پیش هم که نرفته بودم ، الان 2 هفته ست میم رو ندیدم... من نباید عاشق میم بشم ... من عاشق میم نیستم...

منبع این نوشته : منبع
آهای خبردار

تغییرات هورمونی لعنتی

این pms  لعنتی کاری با روح و روان آدم میکنه که آدم وقتی به حرفهایی که زده فکر

میکنه دلش میخواد بره از خود خدا هم عذر خواهی کنه واسه حرفهایی که بهش زده

و چیزایی که خواسته ...


خدا جونم من معذرت میخوام ، اشتباه کردم ، واقعا اون حرفها رو که زدم دست خودم

نبود... من خیلی چیزا دارم که واسه خیلی ها آرزوعه، ازت بابت همه ی ناشکری هام

معذرت میخوام

تو بهترینی، ازت بهترین حال دل رو واسه همه ی آدما میخوام ...

ازت میخوام حال و حس بد دل همه رو بشوری ببری

ازت میخوام حال دل هیچ کس بد نباشه و همه آدما یه بهونه ای واسه لبخند زدن داشته

باشن ....

منو ببخش ، از طرف بنده ی کوچیکت


منبع این نوشته : منبع
میخوام ,واسه ,معذرت میخوام

این فیلد نمیتواند خالی باشد

ناهار خونه ی آقای دکتر بودیم

آقای دکتر مهمونی گرفته بود واسه ی تولد پسرش که امروز 10 روزش شده بود

آقای دکتر خونه شون رو تازه عوض کرده بود ،خونه نبود که قصر بود ! آقای دکتر یه خانمی

رو آورده بود واسه پذیرایی از مهمونا و جمع و جور کردن مهمونی

برادر زن آقای دکتر ، یه همسر زیبا داشت ، این خانوم شده زن دوم این آقا ، همین آقا

یه پسر 10 ساله از همسر قبلیش داره که من واسه اولین بار میدیدمش و هر بار که

نگاهش میکردم دلم انگار ضعف میرفت که دست روزگار این پسر رو از مادرش جدا کرده...

زن دوم و شوهرش با هم میرقصیدن و من فکر میکردم از دست دادن برادر و پدری که

بهشون وابسته ای تو یه تصادف چقدر میتونه سخت باشه ...


پسر کوچولوی آقای دکتر ، پسر نبود که ، ماه بود ، سفید و خوشگل :) 



+شما ها هم مثل منید که از هیچ چیز لذت نمیبرید یا من افسرده ام ؟

من هیچ چیز بهم حال نمیده ، نه عروسی ، نه مهمونی ، نه رقصیدن، نه حرف زدن

نه کتاب خوندن ، نه درس خوندن ،نه بیرون رفتن و نه هیچ چیز و هیچ کار دیگه ای...

نمیدونم قبلا به چه چیزایی فکر میکردم ولی الان نزدیک 1 ساله که فقط به خودکشی

فکر میکنم ، به شیوه های مختلفش با و بدون خونریزی! 


+کامنت خصوصی نذارید


منبع این نوشته : منبع
آقای ,دکتر ,میکردم ,مهمونی ,واسه ,آقای دکتر

عزت نفس

خب من دیشب یه کاری کردم

یه کاری که قبل از انجامش کسی سرم داد نزده بود که باید فلان کار رو بکنی

یا تهدید نکرده و خط و نشون نکشیده بود که حق نداری فلان کار رو کنی

تصمیمی که من گرفتم کمتر برحسب اعتقاد و بیشتر بر حسب همون اطاعت از

قوانین از پیش تعیین شده ی بابام بود

بدون هیچ بحثی ، بدون گریه و آه و ناله و زاری و شکایت من رفتاری مطابق میل

خانواده م داشتم که تاکید میکنم قسمت کمتر دلیل این کارم اعتقاداتم بود


امشب داشتم با یه نفر که از ماجرای دیشب با خبر بود حرف میزدم، گفتم حس

میکنم رفتار دیشب من امل گونه بوده،  گفت نه اینجوری نیس من وقتی شنیدم

تو این کارو کردی گفتم اااااا ایول فلانی این تصمیم رو  گرفت و عملیش کرد ،

اتفاقا این رفتار واسه آدماییه که عزت نفس و اعتماد به نفس دارن و تصمیم میگیرن

و اجراییش میکنن ،میگفت اگه من جای توی بودم عنان از کف میدادم و بیخیال سرزنش

های خانواده م کاری رو اون لحظه بهم حال میداد انجام میدادم ولی تو رو تصمیمت موندی


راستش خوشحال شدم اینجوری بهم گفت ، خیلی وقت بود کسی بهم نگفته بود

تو اعتماد به نفست بالاعه...

پست دیشب هم دقیقا در همین راستا بود ، اینکه ناراحت بودم چرا من قانون شکن

نیستم .


منبع این نوشته : منبع
دیشب ,کاری

مطیع

از خودم بدم میاد که مطیعم،از اینکه بابامو دوست ندارم ولی چون دلم نمیخواد و گاها حوصله شنیدن حرفهاشو ندارم خودم پیشاپیش از قانون های وضع شده ی قبلی اطاعت میکنم ، از اینکه خطا نمیکنم ، از اینکه کج نمیرم، از اینکه جوونی نمیکنم، خیلی بدم میاد ،خیلی حالم بده از اینکه من خیلی محصورم نسبت به دخترای هم نسل خودم ...
دلم میخواد همه ی خطاهای عالم رو انجام بدم صرفا به خاطر اینکه خطایی به اسمم ثبت شده باشه ، دلم میخواد به خانواده م دروغ بگم که فلان جا بودم در صورتی که واقعا نبودم صرفا به خاطر اینکه دروغ گفته باشم... من دلم میخواد از این حصاری که خانواده واسم ساخته بیرون بپرم یه جوری که انگار کنن هیچ وقت محصور عقایدشون نبودم ...

منبع این نوشته : منبع
اینکه ,میخواد ,خاطر اینکه

دلم گرفته است به این دل شکسته جان بده تو راه خانه را به پای خسته ام نشان بده ...

گفتم واسم یه آرزو کن ، گفت آرزو میکنم مردی رو داشته باشی که گردنش خوش بو باشه ، گفتم خوش خلق باشه ، دستشو برد توی موهام و گفت موهاش مثل موهای خودت لطیف باشه ، خندیدم ، گفتم مشکی ام باشه ، گفت موهام مشکیه ...
سرم رو بلند کردم ،گردنش رو بوسیدم، مست شدم از بوی خوشش ...

منبع این نوشته : منبع
باشه ,گفتم

رذایل اخلاقی جدیدم

حالم بهتره،

کار خاصی تو روز نمیکنم ، کتاب خیلی کم میخونم ، درس اصن نمیخونم ، فیلم های چرت و پرت

میبینم، یه پازل سخت رو اعصاب دارم و مشغول اونم ، عکاسی نمیکنم ، ادیت نمیکنم ، زبان نمیخونم

جالبه ! همه کارایی که میخواستم تو تابستون انجام بدم دقیقا دارم انجام نمیدم :)

جالب تر اینکه حس عذاب وجدان هم ندارم :)  دکمه ی فضایل اخلاقی رو زدم خاموش کردم و اون یکی

رذایل اخلاقی رو روشن کردم ، دوست دارم ، دلم میخواد اینجوری باشم


چهارشنبه ی گذشته رفتم کارگاه شعر ، انتخاب مطلب با من بود ، علی رغم حال بدم مطلب پیدا کردم و تو ساختمون و اتاق معهود که رسیدم دسیسه کردم و یه جایی نشستم که میم گزینه ی دیگه ای واسه نشستن نداشته باشه و مجبور باشه کنار من بشینه :)  ، دلم خواست

تازه کلی هم باهاش شوخی الکی کردم ، حین شوخی هام هم زل میزدم تو چشماش و میخندیدم

کارم بد بود ؟  بود که بود ، دلم خواست 

همه ش که همین نبود ، تازه با رفتارم کلی هم حال همون دختره ی هم رشته رو گرفتم

در عوضش دلم خنک شد :)))

++ی چیزی؛ خیلی مهم ک حیاتی ، شما رو به خدا قسم ، یه همه ی مقدساتتون قسم که لطفا

لطفا با چادر لاس نزنید با پسر مردم ، ترکیب اینها مشمئز گونه ترین ترکیب ممکن در تمام جهانه

دختره چادر پوشیده و روش رو گرفته بعد نمیدونید چه صدایی واسه میم نازک میکرد و میگفت

مشتاق دیدار .... دلم میخواست همون موقع روش بیارم بالا :/   

شاید بگید خودت چی؟ :/  باید خدمتتون بگم که من هر غلطی بکنم قصد ندارم زیر چادر پنهونش

کنم :) چادری هم نیستم


اون پسره میخواس کلاس عکاسی رو کنسل کنه و یه متن خفن نوشتم و نهایت عصبانیتم رو از کنسل

شدن کلاس به کلمه تبدیل کردم و فرستادم تو گروه ، بازم دوس داشتم


یه پسره تو اینستام بود ،خیلی ازش خوشم اومده بود ، خیلی مناسبه فقط قدش خیلی زیاد از من

کوتاه تره ، نقشه ریختم  و کشوندمش تلگرام و وقتی مطمئن شدم میتونم تو تلگرام باهاش حرف بزنم

اینستامو دی اکتیو کردم :)))  اوووه فک نکنید عاشقشم ها ... نه ، فقط کرم کشوندن اون پسره تا تلگرام بود که با به انجام رسوندنش نشست :)


راستی ؛ دارم کتاب غرور و تعصب رو میخونم ، اثر جین آستین ، چقدر این کتاب خاله زنکیه و چقدر به

نظرم بی مزه س ... الان تقریبا 100 ص ازش خوندم و غیر از مکالمات بی مزه و خاله زنک طور چیز دیگه ای توش نداشته ، اگه نظری راجع بهش دارید ، بگید ، اگه قراره بعدا بهتر بشه هم بگید که با اشتیاق بخونمش


توجه توجه :

پست قبلی رو حدود 70 نفر دیدن ، منم به همین منظور نوشتمش، ولی اگه تعداد آدم های ناشناس که میخوان بیان و بگردن و بخونن و برن بخواد زیاد بشه ، اینجا رو میبندم و میرم یه جای جدید


منبع این نوشته : منبع
خیلی ,بگید ,پسره ,چادر ,تلگرام ,اخلاقی ,رذایل اخلاقی

در مورد پرستاری _ برای کنکوری ها

قول داده بودم واستون بنویسم

حالم خوش نبود

الان شرایط روحیم بهتر شده و واستون میگم 

+ خوب اول در مورد پست کنکور موندن و نموندن

به نظر من بهتره نمونید پشت کنکور،  همین امسال برید دانشگاه

انقدر عمرتون رو پشت این کنکور لعنتی نذارید

اگه خیلی احساس میکنید که دارید حیف میشید و رتبه تون وااااقعا حقتون نیس

خب بمونید ولی فقط 1 سال ، دیگه بیشتر بخوایید بمونید لوث میشه بی مزه میشه

خودتون اذیت میشید و من قول میدم نتیجه تغییر چشمگیری نخواهد کرد ...


+در مورد پرستاری

شما با کارشناسی پرستاری وارد دانشگاه میشید یعنی پرستاری کاردانی نداره

تو 4 سال کارشناسی رو میخونید و بعد میتونید واسه ارشد و در ادامه دکترا تو ایران

ادامه تحصیل بدید ، تا دکترا تو ایران فرصت واسه ادامه ی پرستاری هست


تو این 4 سال درسها از این قراره :

هرچی مطلب تئوری عمومی و اختصاصی هست رو باید تا آخر ترم 6 تموم کنید

در طول این 6 ترم کنار درسهای تخصصی ، واحد های عملی کلینیکی وجود داره

که بنا به نوع واحد و تصمیم دانشگاه اون واحد عملی در بیمارستان یا درمانگاه

میگذرونید،  شما عملا از ترم 2 وارد بیمارستان میشید و با بیمار و همراه بیمار و

دکترا و باقی پرسنل در ارتباط هستید ، محیط کار رو کاملا حس میکنید تا جایی که آدم

تو همین کارآموزی ها تصمیم میگیره که کدوم بیمارستان رو واسه ی کار کردن در آینده

دوست داره  ، انقدر کمبود هست ، انقدر نیاز به نیروی پرستار هست که شما

حق انتخاب دارید که من فلان بیمارستان رو دوس ندارم پس نمیرم :) و فلان جا رو دوس

دارم و میرم :) به همین سادگی :)

درسها تا آخر ترم 6 شامل اینها ست

آناتومی و فیزیولوژی و انگل شناسی و میکروب شناسی و بیوشیمی و مفاهیم پرستاری

و اصول و مهارت پرستاری و فارماکولوژی و اخلاق پرستاری درسهای اصلی 2 ترم اول هستن


از ترم 3 درسهای تخصصی شروع میشن

شامل پرستاری داخلی جراحی یا اسم جدیدش سالمندی 1 تا 3 شامل مباحث :

ارتوپدی . گوارش . کبد و کیسه صفرا . آب و الکترولیت . قلب و عروق. تنفس . کلیه و مجاری

ادراری. زنان . مغز و اعصاب. پوست و سوختگی . چشم .گوش و حلق و بینی. خون .

تو این مباحث بیماری های هر عضو ، درمانش ، داروهاش و مراقبت های پرستاری رو

یاد میگیرید ، کارآموزیش با توجه نوع درس در همون بخش خواهد بود .


درس روانپرستاری 1 و 2

تو این درس بیماری های روان و درمان هاش رو میخونید و کارآموزیش در بخش روان

بیمارستان خواهد بود ، شما عین باقی پرسنل باید با بیمار روان ارتباط برقرار کنید

دارو بهش بدید و اگر تحصیلات تکمیلی تو این زمینه داشته باشید میتونید تو جلسات روان

درمانی شرکت کنید :)


کودکان 1 و 2

بیماری های کودکان بررسی میشن و کارآموزی هم در بخش کودکان ، عفونی کودکان و

ویژه نوزادان خواهد بود


پرستاری مادر و نوزاد 1 و 2

بیشتر مباحث مامایی هست و کارآموزیش در بخش زنان و درمانگاه زنان خواهد بود



در مورد بعد از ترم 6

بعد از 6 ترم درس خوندن ، تبریک میگم شما عملا یک پرستار خواهید بود :)

ولی نیاز هست 2 ترم واحد های صرفا عملی تاکید میکنم فقط عملی رو در بیمارستان

بگذرونید، واحد هایی که هر کدومش عین درس عملی آخرش ازتون امتحان عملی و

تئوری اون بخش (بنا به نظر استاد ) گرفته میشه ، تو این 2  ترم شما از یک امتیازی

به نام کاردانشجویی برخوردارید،  میتونید درخواست بدید و برید سر کار :)  و حقوق بگیرید


بعد از ترم 8 :

بعد از ترم 8 شما دارای مدرک کارشناسی پرستاری خواهید بود و موظف به گذروندن

2 سال طرح هستید ، به ازای ساعت هایی که سر کار هستید و همچنین ساعت های

اضافه کاری حقوق دریافت خواهید کرد ، حقوقی حدود 3 میلیون در شهر های کوچیک و

حدود 4 میلیون در مراکز استان ها و تو تهران حتی تا 6_7 میلیون

خب این حقوق نسبت به پزشکی و دندان و دارو کم هست ولی مطمئن باشید از باقی

رشته های علوم پزشکی مبلغ بیشتریه


در مورد مامایی :

در مورد 6 ترم اول و 2 ترم آخر عین پرستاریه

فرقش اینه که بعد فارغ‌التحصیلی شما شماره نظام پزشکی میگیرید و ممکنه بتونید مطب

بزنید ، البته اول باید 2 سال طرح رو تو بیمارستان بگذرونید و 70 تا زایمان انجام بدید ( شامل

زایمان های اول ، دوم ، زایمان دومی که اولیش سزارین بوده و دو قلو ) بعد میشه مطب زد

البته خیلی شرایط داره مطب زدن فکر نکنید اگه برید مامایی میشید پشت میز نشین و عین

پزشک ها فقط نسخه مینویسید،  دارو هابی که ماما مینویسه خیلی محدوده و چون نسخه

ی ماما شامل بیمه نمیشه کسایی که بخوان از بیمه تکمیلی استفاده کنن پیش ماما نمیرن

بعد کار های عملی مامایی واااااقعا سخته واااااقعا طاقت فرسا ست ، من الان در خودم نمیبینم

که بخوام حتی فکر کنم که 1 زایمان بگیرم ، واقعا تو اون لحظات جون 2 تا آدم زیر دست شماس


اینم بگم پایه حقوق ماما از پرستار کمتره

و چون تقریبا نیروی مازاد داریم در مامایی شما اون حق انتخابی که گفتم در مورد محل کار رو

نخواهید داشت


امیدوارم مفید بوده باشه

اگه سوالی در این مورد باشه همینجا کامنت بذارید ، همینجا پاسخ میدم

کامنت خصوصی پاسخ داده نمیشه

میتونید آرشیو رو بخونید تو بعضی پست ها خاطراتی از کارآموزی هام گذاشتم


موفق باشید :)


منبع این نوشته : منبع
پرستاری ,مورد ,عملی ,بیمارستان ,میشید ,واحد ,باقی پرسنل ,درسهای تخصصی ,کارشناسی پرستاری ,مورد پرستاری